محمد رضا طلوع در وبلاگ گفتگوی دوستانه نوشت:
فقیه مقدس، میرزاى تبریزى(قدس سره) مقید بودند که دستمال سیاهى را که
مخصوص گریه بر اهل بیت(علیهم السلام) بود، در روضه ها با خود حمل کنند و
به ندرت این کار را فراموش مى کردند. گاهى اتفاق مى افتاد که مرحوم
میرزا(قدس سره)بدون برنامه ریزى قبلى در مجلس روضه شرکت مى کردند و به
همین سبب دستمال همراهشان نبود، ولیکن ایشان در مجالسى که خبر داشتند
روضه برگزار خواهد شد، دو دستمال حمل مى کردند:
یکى سیاه که
مخصوص گریه بر مصائب اهل بیت(علیهم السلام) بود و اشک هاى خود را با آن
پارچه مخصوص سیاه پاک مى کردند و دیگرى دستمال سفیدى بود که مخصوص پاک
کردن بینى و دهان مبارکشان بود. ایشان مقید بودند که اشک خود را با آن
دستمال سیاه پاک کنند و همیشه مى فرمودند:
«من این دستمال را براى قبرم مى خواهم و وصیت کرده ام که دستمال ها را در قبر من جاى دهند تا امانى باشد براى قبر و قیامت».
به حمد الله فرزندان مرحوم میرزا(قدس سره)موفق شدند که دو دستمال سیاه را
یکى در دست مبارک و دیگرى را بر روى سینه ایشان جاى دهند و مرحوم
میرزا(قدس سره) با این کار خود، به دیگران درس دادند که با تمسّک بر این
روش، خود را از عذاب قبر در امان دارند و گریه هاى خود را در دستمالى خاص
خشک کنند که فریاد رسى باشد در قبر و قیامت و راه گشایى باشد در محشر و
این دستمال ها گواهى باشد بر ابراز ارادت میرزا(قدس سره) به اهل بیت(علیهم
السلام)،
هنیئاً له عاش سعیداً و مات سعیداً.
برگرفته از کتاب نصایح استاد الفقهاء و المجتهدین میرزا جواد تبریزی (قدس سره)
1- قرآن را ختم كني 2- پيامبران را شفيع خود گرداني 3- مؤمنين و مؤمنات را از خود راضي و خشنود سازي 4- حج واجب و عمره را به جا آوري.
حضرت اين جملات را بيان فرمود و مشغول به خواندن نماز شد. صبر كردم تا نمازش پايان يافت، بي درنگ گفتم: اي رسول خدا(ص) مرا به چهار عمل بزرگ سفارش فرمودي كه در اين وقت محدود توان و فرصت انجام آنها را ندارم؟
پدرم تبسم كرد و فرمود: اي فاطمه جان! هرگاه قبل از خواب سه مرتبه سوره اخلاص «قل هو الله احد» را بخواني، گويا قرآن را ختم كرده اي، و هرگاه بر من و پيامبران پيشين من درود و سلام و صلوات فرستي همه ما شفيعان تو خواهيم بود، مانند ذكر اين صلوات: «اللهم صل علي محمد و آل محمد و علي جميع الانبياء و المرسلين»
و هرگاه براي برادران و خواهران ديني و با ايمان خود طلب آمرزش و مغفرت نمايي، همگي آنها را از خود راضي و خشنود ساخته اي، مانند ذكر اين استغفار: «اللهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات» و هرگاه بگويي: «سبحان الله و الحمدلله، ولا اله الا الله و الله اكبر» گويا حج تمتع و حج عمره گزارده اي. (1)
1- مسند فاطمه زهرا(س)، ص.118
حوزه نیوز نوشت: آیت الله جوادی آملی به دو سئوال درباره شیوه پیروزی بر افکار شیطانی و تحصیل علم اخلاق پاسخ داد.
متن سئوالات و پاسخ ایشان به شرح زیر است:
سئوال: چگونه بر افکار شیطانی خود پیروز شویم؟
پاسخ :در روایات ما آمده است: برای انجام هر کار «بسم اللّه الرحمن الرحیم» بگویید وسائل الشیعه، ج 7، ص 170
؛ یعنی کاری که قصد انجام آن را دارید، باید به گونهای باشد که در مدخل ورودی آن بتوان گفت: «خدایا به نام تو».
به
این ترتیب، ما هیچ کاری را بدون مطالعه، تفکر و عاقبت سنجی انجام
نمیدهیم؛ و علاوه بر این، کارهایی را انجام میدهیم که بتوانیم در ابتدای
آن بگوییم: «خدایا با نام تو آغاز میکنم». چنین کاری یا واجب است یا
مستحب. حرام و مکروه را نمیتوان با نام خدا انجام داد. با این تمهید شیطان
همواره در اسارت ماست.
سوال :برای تحصیل علم اخلاق، از کجا باید شروع کرد؟ به خصوص ما که به اساتید اخلاق دسترسی نداریم.
پاسخ : بخشی
از علم اخلاق نظری است که با مطالعه ، درس و بحث تأمین میشود. قسمتی از
آن هم عملی است که به هدایت و راهنمایی معلم اخلاق وابسته است. اگر انسان
به آنچه میداند عمل کند، نخست اثر مثبت اعمال ظاهر میشود، سپس خدای سبحان
او را از آنچه نمیداند، آگاه میسازد. در روایات آمده است: «مَنْ عَمِلَ
بِما عَلِمَ وَرّثهُ اللّه عِلْمَ ما لَمْ یَعْلَمْ».[بحار جلد 65]
عمل
همراه با علم، افزون بر ماندگاری، موجب شکوفایی آن نیز میگردد. اگر انسان
در انجام واجبات تلاش کند؛ مستحبات را تا اندازهای به جای آورد؛ محرمات را
ترک کند؛ در حد توان از مکروهات دوری جوید و افراط و تفریط در کارها را
کنار بگذارد، موفق میشود.
ما زارَني أحَدٌ مِن أولِيائي عارِفاً بِحَقّي إلّا شُفِّعتُ فيهِ يَومَ القِيامَةِ.
امام رضا علیه السلام فرمودند: هيچ يك از دوستانم مرا با شناختِ حقّم زيارت نمىكند مگر اين كه در روز قيامت شفاعتم از او پذيرفته مىشود.
وسائل الشيعة - ج 10 - ص 434
بزرگترین مصیبتی که بر بشر وارد شده است!
«وإذا اُصِبتَ بِمُصیبَةٍ فَاذکر مُصابَک به رسول اللّهِ صلیاللهعلیهوآله فَإِنَّ النّاسَ لَم یُصابوا به مثله أبَدا ولَن یُصابوا به مثله أبَدا.»
امام صادق علیه السلام فرمودند : و هر گاه به مصیبتی گرفتار شدی ، مصیبت [فقدان] پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله و سلم را به یاد آور که مردم به مصیبتی همانند آن ، دچار نشدهاند و به مصیبتی همانند آن ، گرفتار نخواهند شد .
الکافی، ج8 ، ص168
دوست داری از حزب همیشه پیروز باشی؟
«أیَسُرُّكَ أن تَکُونَ مِن حِزبِ اللهِ الغالِبِینَ؟ إتَّقِ اللهَ سُبحانَهُ وأحسِن في کُلِّ أمُورِكَ، فإنَّ اللهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوا والَّذِینَ هُم مُحسِنُونَ.»
امام علی (عليه السلام): آیا خوشداری که از حزب پیروز خدا باشی؟ از خدای سبحان پروا کن، و در همۀ کارهایت خوب عمل کن؛ زیرا خداوند با تقواپیشگان و نیکوکاران است.
میزان الحکمه، ج 3، ح3675
چشم هایی که در قیامت نمی گریند!
کلُّ عَیْنٍ باکیَهٌ یَومَ القِیامَهِ اِلّا ثَلاًًثَهُ اَعیُنٍ: عَیْنٌ بَکتْ مِنْ خَشیَهِ اللهِ وَ عَیْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَیْنٌ باتَت ساهِرَه فی سبیلِ الله
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : همه چشم ها روز قیامت گریانند جز سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از نامحرم فرو نهاده شود، چشمی که در راه خدا (و پاسداری از کیان اسلام) شب زنده دار باشد.
بحارالانوار، ج 101، ص 35
کلید گنج های خداوند در دستان شماست!
«وَاسْتَعَنْتَهُ عَلَى اُمُورِكَ وَسَأَلْتَهُ مِنْ خَزائِنِ رَحْمَتِهِ ما لا يَقْدِرُ عَلَى اِعْطائِهِ غَيْرُهُ مِنْ زِيادَةِ الْاَعْمارِ وَصِحَّةِ الْاَبْدانِ وَسَعَةِ الْاَرْزاقِ ثُمَّ جَعَلَ فِى يَدَيْكَ مَفاتِيحَ خَزائِنِهِ بِما أَذِنَ لَكَ مِنْ مَسْأَلَتِهِ فَمَتى شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعاءِ أَبْوابَ نِعْمَتِهِ وَاسْتَمْطَرْتَ شَآبِيتَ رَحْمَتِهِ»
«امام على عليه السلام فرمود: از او (خدا) در كارهايت استعانت مى جويى و از خزائن رحمتش چيزهايى مى خواهى كه جز او كسى قادر به اعطاى آن نيست، مانند: عمرهاى بيش تر، سلامتى بدنها و وسعت روزي ها. خداوند كليدهاى خزائن اش را در دست تو قرار داده است؛ زيرا به تو اجازه داده كه از او درخواست كنى؛ بنابراين هر گاه خواستى مى توانى به وسيله دعا درهاى نعمت خدا را بگشايى و باران رحمت خدا را فرود آورى.»
نهج البلاغه، نامه 31
اگر در کارت گره افتاده بخوان !
مَنْ أکْثَرَ الاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللهُ مِنْ کُلّ ِهَمٍّ فَرَجَاً وَ مِنْ کُلّّ ضِیقٍ فَرَجَاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: هر کس زیاد استغفار کند، خداوند گِرِه غم های او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش بَرَد و از آنجا که گمانش را هم نمی برد، روزیش رساند.
....از آنجایی که خداوند خیر مطلق است و برای بندگانش بد نمی خواهد ،پس هر تنگنا و غمی که بر ما عارض می شود ناشی از اشتباهات خود ماست ،با استغفار است که ما به خداوند متعال عرض می کنیم از کرده خود پشیمانیم و خداوند متعال به حسب کرم بی منتهای خویش درهای رحمت را بر ما گشوده و مشکلمان را حل می کند از راه هایی که حتی به ذهن ما خطور نمی کند همان طور که بارها و بارها شاهد بوده ایم.
مستدرک الوسائل، ج 5، ص 277
تربت امام حسین علیه السلام شفابخش بیماری ها
من اصابته علةً فبدءَ بطین قبر الحسین علیه السلام شفاه اللهُ مِن تلک العِلّة الاّ ان تکون عِلَة السّام.
امام صادق علیه السلام می فرماید: کسی که بیماریی بر او عارض شده اگر قبل از خوردن هر دارویی تربت قبر امام حسین علیه السلام را بخورد، خداوند منان او را از آن مرض شفا می دهد مگر از مرگ.
کامل الزیارات، ص 835
زمستان بهار مؤمن است !
أَلشِّتـاءُ رَبیـعُ الْمُـؤمِنِ، یَطُولُ فیهِ لَیْلُهُ، فَیَسْتَعینُ بِهِ عَلى قِیامِهِ، وَ یَقْصُرُ فیهِ نَهارُهُ، فَیَسْتَعینُ بِهِ عَلى صِیامِهِ.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: زمستان بهار مؤمن است، از شب هاى طولانى اش، براى شب زنده دارى، و از روزهاى کوتاهش، براى روزه دارى بهره مى گیرد.
شاید کمتر کسی باشد که نماز و روزه قضا نداشته باشد،اگر به تکالیف دینی خود توجه دارید و می خواهید حق الله را بخوبی ادا کنید هر لحظه فرصتی است که از دست دادنش جز حسرت چیزی بر جا نمی گذارد ،امام صادق علیه السلام به ما یاد آوری می کنند که زمستان با خصوصیات ویژه اش برای ادای تکالیف و کوشش در تقرب به خداوند متعال فرصت مناسبی است،پس بهتر است به جز آلودگی هوا ،سردی زمستان و...غنیمتش بشماریم و در نزدیک شدن به خداوند خوبمان بکوشیم.
وسائل الشیعه: ج۷، ص۳۰۲، ح۳
وظایف 4 هزار فرشته عزادار امام حسین علیه السلام
اربعة آلاف ملک شعث غبر یبکون الحسین الی یوم القیمامة فلا یاتیه احدً الا استقبلوه، ولا یمرض احد الا عادوه، ولا یموت احد الا شهدوه
امام صادق علیه السلام فرمودند: چهار هزار فرشته که همگی ژولیده و غمگین هستند برای امام حسین(علیه السلام) تا روز قیامت میگریند. و کسی به زیارت آن حضرت نمیآید مگر آن که این فرشتگان به استقبالش آمده و احدی از مردم بیمار نمیشود مگر این که ایشان به عیادتش رفته و کسی از مردم نیست که بمیرد مگر آن که این فرشتگان بالای سرش حاضر میشوند.
(کامل الزیارات، ص 271)
امام رضا علیه السلام از برکات اشک بر امام حسین علیه السلام می گوید.
امام رضا (سلام الله علیه) : إن بَكَيتَ عَلَى الحُسَينِ حَتَّى تَصيرَ دُموعُكَ عَلى خَدَّيكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتَهُ
امام رضا علیه السلام فرمود : اگر بر حسين بگريى، چندان كه اشكهايت بر گونهات جارى شود، خداوند هر گناهى را كه مرتكبشدهاى، مىآمرزد.
اگر کسی به مقام و منزلت امام حسین علیه السلام بیندیشد به نکات سازنده ای پی خواهد برد شأن حضرتش در حدی است که ورای ذهن و باور ماست ، و آن هنگام که بیندیشیم آدمیانی از جنس خود ما با آن فخر عالم بشریت چه کردند و یاد مصایب حضرت که در راه هدایت و نجات من و شما متحمل شدند ،اگر اشک از چشممان جاری شود این اشک نورانیت می آورد،این اشک شوینده است صفا می بخشد و این اشک هاست که گناهان و زشت کرداری های ما را برطرف خواهد کرد و برای حسینی شدنمان زمینه را آماده می کند. التماس دعا -- تبيان
برچسبها: حديث عشق
من رضى عن الله تعالى بالقليل من الرزق رضى الله منه بالقليل من العمل.(۳۵)
هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.
متن کامل این یادداشت به این شرح است:
آیت الله امام خامنهای رهبر انقلاب ایران نقش بزرگی را در منطقه خاورمیانه ایفا میکند. از جمله نقشهای ایشان در این منطقه حفظ استقرار و ثبات منطقه و از بین بردن فتنههای مذهبی است.
به
عنوان مثال فتوای ایشان هنگام بیاحترامی یاسر الحبیب به عایشه و تحریم
بیاحترامی به همسران پیامبر و اصحاب ایشان فتوایی بود که با تحسین زیاد
همه مسلمانان قرار گرفت و از آن تجلیل کردند زیرا موجب تقویت وحدت و
همبستگی اسلامی شد و این دلیلی بر نقش ایشان در از بین بردن فتنهها است.موضع گیریهای دیگر ایشان هم نشان دهنده شجاعت ایشان است از جمله حمایت از جنبشهای انقلابی اسلامی مانند حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی در غزه برای حذف رژیم صهیونیستی، زیرا ایران و حزب الله و حماس و جهاد در یک ایدئولوژی مشترکند و آن، محو رژیم صهیونیستی از نقشه است تا همه منابع شرارتها با آن از بین بروند. ایران در این حمایت خود تفاوتی میان جنبشهای شیعی و سنی نگذارده و از تمام جنبشهای آزادی خواهانه حمایت کرده و با این نوع حمایت، وحدت اسلامی را به شکل صحیح رعایت کرده است.
آیت الله امام خامنهای رهبر انقلاب اسلامی همچنین نقش بزرگی در مبارزه با قدرتهای بزرگ داشته زیرا ترسیم کننده خط مشی سیاست خارجی ایران بنا بر قانون اساسی ایران، رهبر است. ایشان از سال ۲۰۰۵ رو در روی شورای امنیت صهیونیستی ایستاده و ذرهای از مواضع خود در از سرگیری گفتگو با این کشورهای صهیونیستی به خصوص در برنامه هستهای کوتاه نیامده زیرا هدف آنها از متوقف کردن این برنامه، تامین امنیت ملی صهیونیستها است. آنها از این میترسند که برنامه هستهای ایران به یک برنامه نظامی تبدیل شده و موجب تهدید امنیت اسراییل بشود که از زمان سرنگونی شاه با ایران درگیر است.
ایشان همچنین در مساله سوریه و توطئه علیه نظام اسد، نقش مهمی در حمایت از این نظامِ مقاوم و پشتیبانی رسانهای و معنوی از آن ایفا کرد. هدف ایشان از این حمایت تقویت محور مقاومت با مرکزیت ایران و سوریه و مقاومت لبنان و فلسطین بوده است زیرا با سقوط نظام مقاوم سوری، محور مقاومت که عزت و کرامت را به امت اسلامی و عربی برگردانده و تمام این دورهها مایه فخر اسلام و مکتب اسلام و همانند مدرسه است که هر انسان آزادهای که مخالف آمریکا باشد از آن درس میگیرد. - - تابناك - -
مردم در انتخابات موظفند، موظف شرعى هستند که اختلافات کوبنده را از آن دست بردارند، و این یک امرى است که بین همه هست، یعنى یک تکلیفى متوجه همه هست، به من طلبه که اینجا نشستهام و به شما علما و همه علماى بلاد و همه قشرهاى ملت، نگذارید مسئله مثل مسئله مشروطیت بشود.
همانا ابوجعفر (يعني امام باقر عليهالسلام) مي فرمود: هنگامي که مؤمن
حاجت خود را از خدا طلب ميکند، خداي متعال آن را عطا مي فرمايد، اما پاسخ
وي را به خاطر عشق به صداي او و شنيدن ناله هايش به تعويق مياندازد.
سپس
فرمود: آنچه خداي تبارک و تعالي در اين دنيا ديرتر به مؤمن بدهد بهتر از
آن است که زودتر عطا فرمايد. مگر اين دنيا چه ارزشي دارد؟
ابوجعفر
عليهالسلام مي فرمود: «دعاي مؤمنين در حال رفاه و آسايش بايد همانند
دعايشان در حال سختي و گرفتاري باشد. مؤمن نبايد نگران اين باشد که چه موقع
به خواسته ي خود ميرسد و از دعا کردن خسته نشود، زيرا موقعيتي است بزرگ
براي اينکه با خداي بزرگ و متعال باشد.» پس صبر پيشه کن و در طلب حلال باش و
پيوند خويشي را محکم نما و بر حذر باش از نشان دادن دشمني آشکار با مردم،
زيرا ما خاندان پيامبر مي پيونديم به کسي که از ما بريده است و خوبي مي
کنيم به کسي که به ما بدي کرده است. از اين رو به خدا سوگند، نتيجهي آن را
خوب ميبينيم. هنگامي که نعمتهاي انسان زياد شد، او در خطر است، زيرا
وظايفي بر او واجب ميشود و از اين طريق آزمايش شده و مورد امتحان الهي
قرار ميگيرد. به من بگو که اگر من بعضي از کلمات را به تو بگويم به آنها
اعتماد ميکني؟
احمد پاسخ داد: فدايت گردم، اگر من به تو اعتماد نکنم پس به چه کسي اعتماد کنم؟ تو حجت خدا بر مخلوقاتش هستي.
امام
پاسخ داد: بنابراين بايد بيشتر به خدا اعتماد داشته باشيد، زيرا شما او را
ملاقات ميکنيد. آيا خداي تبارک و تعالي نگفته است: «و چون بندگانم
دربارهي من از تو سؤال کنند، من مطمئناً به آنان خيلي نزديکم. من دعاي
آنها را پاسخ ميدهم وقتي آنها مرا بخوانند»(1) آيا او نگفته است: «از رحمت
خدا مأيوس نباشيد»(2) و آيا او نگفته است: «خدا وعده کرده است که شما را
مورد عفو و بخشش قرار دهد»(3) بنابراين بايد به خدا بيش از هر کس ديگري
اعتماد داشته باشي. جايي در جان شما جز خوبي نيست و شما آمرزيده خواهيد
شد.(4) امام عللي را که مانع دعا و تأخير در استجابت آن مي شود، تذکر داده
و به علاوه اصرار کرده است به مسلمانان که از اخلاق اهل بيت پيامبر
عليهمالسلام پيروي کنند.
حاج شيخ علي تبريزي در «كربلا» براي ما تعريف نمود كه فردي به نام حاج جعفر ـ يا حاج جواد ـ در كربلا صاحب مغازة برنجفروشي بود و خانهاي در بازار، واقع در «بين الحرمين» داشت. ايشان هر سال از اوّل عاشورا خانهاش را مشكيپوش ميكرد و شبهاي آخر دهه از مهمانان و عزاداران حضرت، كه بيشتر باديهنشين بودند، با چاي، قهوه و سيگار پذيرايي ميكرد و بعد هم شام را مهيّا مينمود و همين طور دسته دسته، عزاداران به منزل ايشان رفت و آمد داشتند.

قال العسکری علیه السلام:
"علامات المؤمنین خمس : صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین والتـَختم فی الیَمین و تـَعفیرُ الجـَبین و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحیم."(1)
از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمودند:
علامات مؤمن پنج چیز است:
1- اقامه پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز.
2- زیارت اربعین.
3- انگشتر به دست راست کردن.
4- جبین را در سجده بر خاک گذاشتن.
5- در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.
شیخ طوسی در تهذیب و مصباح ، زیارت مخصوصه روز اربعین را از حضرت امام صادق علیه السلام نقل کرده است.
توبه یعنى پشیمانى، ما هم پشیمان هستیم.
یك بخش دیگر توبه ، استغفار با زبان است ؛ خدایا! اشتباه كردم « أستغفرُ اللهَ ربى و أتوب الیه » با زبان، حالا همین كه قلبمان پشیمان است، بس نیست؟ نه، چون خدا گفته است كه غیر از پشیمانى قلب، دوست دارم صداى التماس گنهكار را بشنوم. صدایت مهم است؛
« ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ »(1) من را صدا بزن، من با صدا زدن تو جواب تو را مىدهم.
بیایى پشت در بایستى و زنگ نزنى كه كسى در را باز نمىكند. تشنهاى، اما اگر نگویى آب مىخواهم، آب نمىآورند، گرسنه اگر نگوید نان، كسى به او نان نمىدهد.
ترك گناه با اعضا و جوارح
سومین مرحله توبه: « تركٌ بالجوارح » هر عضوى از اعضا دچار هر گناهى
است، امشب از چاه گناه بیرون بیاور، بگو: من از تاریكى مىخواهم بروم، خسته
شدم.(2)
عزم برنگشتن به گناه
چهارمین بخش آن هم این است كه به خدا بگویى: از امشب تا سال دیگر، دیگر من به گناه برنمىگردم « إضمار أن لایعود ».(3)
توبه نصوح توبهاى است كه در آن رجوع به گناه نباشد. و توبهكننده از گناه مانند كسى است كه گناه نكرده باشد. و آن كس كه اصرار بر گناه دارد و استغفار مىكند خود را استهزاء و مسخره مىكند.
و با این حالت شیطان او را مسخره مىكند. و به تحقیق شخص وقتى بگوید:
اى خدا من از تو طلب آمرزش مىكنم و بازگشت به سوى تو مىنمایم پس به گناه
عود كند و برگردد و باز چنین بگوید تا چهار مرتبه، در مرتبه چهارم از
دروغگویان نوشته شود.
داستانى درباره گرگ گرسنه
یكى از علماى جامع و كامل و عارف و فیلسوف كه همه شما او را مىشناسید ، ایشان مىفرمودند: براى دیدن یكى از اقوام به شهرمان در یك منطقه سردسیر كشاورزى رفتم.
وقتى وارد خانهاش شدم، گفت: آقا! اول یك مسأله شرعى دارم، این را جواب بدهید.
گفتم: بفرمایید، گفت: امسال تا زانوى ما در این منطقه برف آمده است، پنج و نیم، شش صبح تازه هوا روشن شده بود، من آمدم بیل و پارو برداشتم كه به باغ بیایم داخل آلاچیق دیدم یك گرگ قوى آمده و زیر آلاچیق خوابیده، من و بیل و پاروى من را كه دید، اصلاً عكس العمل نشان نداد، نترسید، ولى من ترسیدم جلو بروم، خیلى گرگ قویى بود.
فكر كردم بیابان پر برف است، چیزى گیرش نیامده است، به اینجا پناه آورده. برگشتم و مقدارى نان و گوشت شب مانده بود، مقدارى شیر، اینها را داخل سینى گذاشتم و راه افتادم، گفتم: نزدیكش كه شدم، اگر قیافه عصبى گرفت، سینى را مىاندازم و فرار مىكنم. اگر عكس العملى نشان نداد، جلو مىروم.
دیدن گرگ مادر و پذیرایى از او
كنار باغ هم آغل گوسفندهایم بود ، جلو آمدم ، دیدم نه ، عكس العملى نشان نمىدهد ، زنده هم هست ، نمرده ، نزدیك او رسیدم ، دیدم مقدارى شكمش را بلند كرد و زیر شكمش چهار پنج تا بچه گرگ است كه تازه آنها را زاییده بود.
هیچ چیزى گیرش نیامده بود، گرسنه، بچهها یك مرتبه شروع به ناله كردن كردند، و حالت چشم این گرگ برگشت، مثل این كه مىخواست با چشمش به من بگوید: دستت درد نكند، ما بیچاره بودیم، من تازه زاییدم، بچههایم گرسنه هستند.
سینى را گذاشتم. گرگ لقمه لقمه برداشت و اول در دهان بچههایش گذاشت، مادر است.
میزان محبت خدا بر بندگان
خدا فرمود: محبت كل مادرهاى عالم را از انسان و جن و حیوان را جمع كنند، یك ذره محبت من را نشان نمىدهد. من محبتم به بندگانم اگر صد باشد، یكىاش را در كل عالم پخش كردم، نود و نه تاى آن را گذاشتم كه قیامت خرج آنها كنم.(4)
ما با دلگرمى امشب پیش تو آمدیم، خیلى هم دلمان گرم است، هیچ ناراحتىاى نداریم.
گرگ هم غذا را خورد و بهار شد، گرگ همانجا ماند و نرفت، كجا برود؟ نمك خورده اینجا بود، محبت و احسان دیده، كجا برود؟
حمیدى در جمع بین صحیحین گفته است: «اسیرانى را نزد پیامبر آوردند ناگاه زنى از میان ایشان دوان دوان در پى كودكى برآمد. طفل خویش را در میان اسیران یافت، به سینه گرفت و شیر داد.
پیامبر فرمود: آیا گمان دارید این زن فرزند خود را در آتش بیفكند؟ یاران پیامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پیامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از این زن به فرزندش است.»
در همان كتاب از رسول خدا روایت شده كه خداوند صد رحمت دارد كه یكى از آنها را نازل فرموده و به آن رحمت میان جن و انسان و درندگان و حشرات، دوستى و مهر افكند كه به واسطه آن با هم انس مىگیرند
و ددان تولههاى خود را پاس مىدارند. نود و نه رحمت باقیمانده ذخیرهاى است كه پروردگار به وسیله آن در قیامت بندگان خود را با آن مورد ترحم قرار مىدهد.»
درختها شكوفه كردند و بچه گرگها هم بزرگ شدند و روزها با همدیگر بازى
مىكردند، كم كم دیدم مادرشان دیگر غذا قبول نمىكند، پشت یك درخت مخفى
شدم، دیدم از دیوار كوتاه آخر باغ بیرون مىرود و عصر برمىگردد و غذا
مىآورد،
دریدن گوسفند صاحبخانه توسط بچه گرگها
یك روز صبح گرگ رفت، این سه چهار تا بچه گرگ با همدیگر رفتند داخل آغل و یك بره را خفه كردند و داخل آلاچیق كشیدند و شروع به خوردن كردند.
گفتم: عیبى ندارد، عصر بود، دیدم سر و صدا بلند شد، از اتاقم بیرون آمدم، دیدم گرگ برگشته بود، چشمش به این بره من افتاده كه بچههاى او كشته بودند، دیدم این بچهها را مىگرفت و چهار پنج بار به زمین مىكوبید؛ كه بىمروتها! آخر چهار ماه است به ما محبت كرده، بره او را چرا پاره كردید؟ ما كه پنجاه سال است نان خدا را مىخوریم و كفران مىكنیم.
گرگ، بچهها را زد و بعد هم هر چهار پنج تا را غروب جلو انداخت و برد، پشت دیوار انداخت و خودش روى دیوار نشست و به من نگاه كرد و چشمش پر از اشك شد كه من شرمنده و خجالت زده هستم.
حالا سؤال شرعى من این است كه گرگ رفت و دیگر نیامد، چهار پنج روز بعد آمد، دیدم یك بره كوچك آورده است، از آن طرف دیوار به این طرف دیوار انداخت و خودش هم روى دیوار نشست كه من به جاى آن برهاى كه بچههایم خوردند، این را براى تو آوردم. نمىدانم هم از چه گلهاى گرفته و آورده، آیا این بره حلال است یا نه؟
انسان عاقل و فهمیده! كسى كه خدا براى تو پیغمبر و على و حسین علیهمالسلام را فرستاده است! خانمهایى كه برایتان فاطمه علیهاالسلام را فرستاد! چه چیزى بیاوریم كه تلافى گناهان گذشته خودمان را بكنیم؟
باز معرفت گرگ كه رفت و یك بره پیدا كرد و آورد، ما برایت چه بیاوریم؟ ما همان حرف امام على علیهالسلام را مىزنیم:
« ارحم من رأسُ ماله الرجاء و سلاحهُ البكاء » ما غیر از گریه سرمایهاى نداریم.
منابع:1 ـ غافر (40) : 60؛ «مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم.»
2 ـ جامع الأخبار: 145، الفصل السابع و المائة فی الزنا؛ «قَالَ النَّبِیُّ صلىاللهعلیهوآله لِكُلِّ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ آدَمَ حَظٌّ مِنَ الزِّنَاءِ الْعَیْنُ زِنَاهُ النَّظَرُ وَ اللِّسَانُ زِنَاهُ الْكَلاَمُ وَ الاْءُذُنَانِ زِنَاهُ السَّمْعُ وَ الْیَدَانِ زِنَاهُمَا الْبَطْشُ وَ الرِّجْلاَنِ زِنَاهُمَا الْمَشْیُ وَ الْفَرْجُ یُصَدِّقُ ذَلِكَ كُلَّهُ وَ یُكَذِّبُه.»
3 ـ إرشاد القلوب: 1/45، الباب الحادی عشر فی التوبة و شروطها؛ «وَ قَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلىاللهعلیهوآله ایُّهَا النَّاسُ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا وَ بَادِرُوا بِالاْءَعْمَالِ الصَّالِحَةِ قَبْلَ أَنْ تُشْغَلُوا وَ أَصْلِحُوا بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ رَبِّكُمْ تَسْعَدُوا وَ أَكْثِرُوا مِنَ الصَّدَقَةِ تُرْزَقُوا وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ تَحَصَّنُوا وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ تَنْتَصِرُوا یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَكْیَسَكُمْ أَكْثَرُكُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً وَ إِنَّ أَحْزَمَكُمْ أَحْسَنُكُمُ اسْتِعْدَاداً لَهُ وَ إِنَّ مِنْ عَلاَمَاتِ الْعَقْلِ التَّجَافِیَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الاْءِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّزَوُّدَ لِسُكْنَى الْقُبُورِ وَ التَّأَهُّبَ لِیَوْمِ النُّشُورِ
وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعلیهوآله یَقُولُ فِی دُعَائِهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی كُلَّ ذَنْبٍ عَلَیَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.»
4 ـ نهج الحق و كشف الصدق: 375، إیضاح خرافة الجبر؛ «وَ رَوَى الْحُمَیْدِیُّ فِی الْجَمْعِ بَیْنَ الصَّحِیحَیْنِ قَالَ قَدِمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلىاللهعلیهوآله سَبْیٌ فَإِذَا امْرَأَةٌ مِنَ السَّبْیِ تَسْعَى إِذْ وَجَدَتْ صَبِیّاً فِی السَّبْیِ فَأَخَذَتْهُ فَأَلْزَقَتْهُ بِبَطْنِهَا فَأَرْضَعَتْهُ فَقَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلىاللهعلیهوآله ا تَرَوْنَ هَذِهِ الْمَرْأَةَ طَارِحَةً وَلَدَهَا فِی النَّارِ قُلْنَا لاَ وَ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ أَرْحَمُ بِعِبَادِهِ مِنْ هَذِهِ الْمَرْأَةِ بِوَلَدِهَا وَ فِیهِ أَنَّ النَّبِیَّ صلىاللهعلیهوآله قَالَ إِنَّ لِلَّهِ مِائَةَ رَحْمَةٍ أَنْزَلَ مِنْهَا رَحْمَةً وَاحِدَةً بَیْنَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ وَ الْبَهَائِمِ وَ الْهَوَامِّ فِیهَا یَتَعَاطَفُونَ وَ بِهَا یَتَرَاحَمُونَ وَ بِهَا یَعْطِفُ الْوَحْشُ عَلَى وَلَدِهَا فَأَخَّرَ اللَّهُ تِسْعاً وَ تِسْعِینَ رَحْمَةً یَرْحَمُ بِهَا عِبَادَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ./منبع: تبیان
| چهل روز پس از شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش، اهل بیت ایشان برای عزاداری به کربلا وارد و در آنجا با جابربن عبدالله انصاری مواجه شدند، وی بعنوان نخستین کسی که سنت زیارت اربعین را پایهگذاری کرده شناخته میشود. | |
یزید وقتى هوشیارى مردم شام و متوجه کراهتها نسبت به خود شد، اهل بیت را
طلبید و با تظاهر به مهربانی و خود را از قتل امام(ع) تبرئه کرد.
نخستین زائر کربلا جابر بن عبدالله انصاری نخستین کسی بود که سنت زیارت اربعین امام حسین(ع) را پایهگذاری کرد. وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) و یاران بزرگوارش به مدینه رسید، جابر که از دو چشم نابینا بود مدینه را به قصد زیارت کربلا ترک کرد. در این سفر شخصیتی دانشمند و مفسری بزرگ به نام «سَعدبن جُناده» همراه جابر بود. پس از وارد شدن به کربلا در رود فُرات غسل کردند و به کنار مرقد مطهر امام حسین(ع) رفتند و آن حضرت را با زیارتی به نام زیارت اربعین زیارت کردند.
محل دفن سر اباعبدالله الحسین(ع) قول اول: حضرت سجاد(ع) سر مبارک را به کربلا بازگردانیده و به بدن سید الشهدا(ع) ملحق نمود. علامه مجلسی در بحارالانوار و بسیاری دیگر این موضوع را تاکید می کنند. قول دوم: نجف اشرف در کنار مرقد امیر المؤمنین(ع). قول سوم: حومه کوفه. قول چهارم: بقیع. قول پنجم: محل فعلی مقام رأس الحسین(ع) در مسجد اموی دمشق. قول ششم: در مصر دفن شده است. در میان این اقوال، به فرموده امامان معصوم علیهم السلام، قول اول صحیح است. سید بن طاووس در لهوف(ج 2، ص 112) و شیخ طوسی نیز با همین نظر موافقند. در مورد زمان ملحق شدن سر به بدن، به گفته علامه مجلسی، امام سجاد(ع) در روز اربعین اول یعنی بیستم ماه صفر سال 61، با سایر اهل بیت(ع) از شام وارد کربلا شده و سر امام حسین (ع) را به بدن ایشان ملحق کرده است. ------------------------------------------------ تقویم شیعه، صفحه 56/ حوادث الایام، صفحه 66 |
در روایات ذكر شده است كه هنگام ظهور امام زمان،جنگ و خونریزی و فساد فراوان روی میدهد، و از طرفی گفته میشود كه باید زمینه را برای ظهور ایشان فراهم كرد با اعمال نیك، و من از زبان یكی از کارشناسان شنیدم كه میگفتند فساد كنید تا آقا بیاید، حال نمیدانم كدام یك درست است؟
یکی از اقدامات امام با وجود تحریم عمومی همکاری با حکومت ستمگر عباسی استثناءً با اشتغال مناصب مهم به وسیله رجال شایسته و پاک شیعه مخالفت نمی کرد. بلکه برای برخی خود ایشان پیشنهاد می کردند. همانند علی بن یقطین که با موافقت امام کاظم علیه السلام وزارت هارون را پذیرفت. او حتی بعدها چندین بار خواست استعفا بدهد ولی امام او را از این تصمیم منصرف کرد. 1
همواره امامان شیعه خود را موظف به رعایت
حقوق پیروانشان می دانستند و این امر جزء سیره آن بزرگواران بوده است .
ایشان تمام تلاششان را می کردند تا از طرف دشمنان آسیبی به آنان نرسد. از
جمله سیره امام موسی کاظم علیه السلام در این زمینه است. حضرت با تمام توان
در پی حقوق شیعیان بود و اینکه مبادا دستگاه جور به خاطر منسوب بودن
افرادی به ایشان را آزار و اذیت کنند و احیاناً جانشان به خطر بیفتد. حضرت
حاضر بود خود در خطر باشد اما پیروانش آسوده خاطر بسر برند. در این مختصر
به نمونه هایی از امدادهای حضرت به دوستانشان اشاره می شود:
موافقت امام با همکاری علی بن یقطین با حکومت عباسی
یکی
از اقدامات امام با وجود تحریم عمومی همکاری با حکومت ستمگر عباسی
استثناءً با اشتغال مناصب مهم به وسیله رجال شایسته و پاک شیعه مخالفت نمی
کرد. بلکه برای برخی خود ایشان پیشنهاد می کردند. همانند علی بن یقطین که
با موافقت امام کاظم علیه السلام وزارت هارون را پذیرفت. او حتی بعدها
چندین بار خواست استعفا بدهد ولی امام او را از این تصمیم منصرف کرد. 1
هدف
امام از تشویق علی به تصدی این منصب حفظ جان و مال و حقوق شیعیان و کمک به
نهضت سرّی آنان بود. امام کاظم علیه السلام به وی فرمود: یک چیز را تضمین
کن تا سه چیز را برای تو تضمین کنم. علی پرسید: آنها کدامند؟ امام فرمود:
سه چیزی که برای تو تضمین می کنم. این است که:
1 .هرگز با شمشیر (دشمن) کشته نشوی . 2. هرگز تهیدست نگردی 3.هیچوقت زندانی نشوی.
و
اما آنچه تو باید تضمین کنی این است که هر وقت یکی از شیعیان ما به تو
مراجعه کرد، هر کاری و نیازی داشته باشد انجام بدهی و برای او عزت و احترام
قائل شوی. پسر یقطین قبول کرد امام نیز شرایط بالا را تضمین نمود.2
این
خواست امام به وضوح نشان دهنده نهایت تلاش امام در حفظ منافع شیعیان است.
حتی حاضر است برای این منظور سه ضمانت هم بدهد. امام ضمن این گفتگوها
فرمود: مقام تو مایه عزت برادران (شیعه) تو است. و امید است خداوند به
وسیله تو شکستگی ها را جبران و فتنه مخالفان را خاموش سازد.
علی بن
یقطین نیز به پیمان خود وفادار بود و در تمام مدتی که عهده دار این سمت بود
دژی استوار و پناهگاهی مطمئن برای شیعیان به شمار می رفت و در آن شرایط
دشوار در تامین اعتبارات لازم برای حفظ حیات و استقلال شیعیان نقش مؤثر
ایفا می کرد... علی بن یقطین مخصوصا در تقویت بنیه مالی شیعیان در رساندن
خمس اموال خود [که مبلغ قابل توجهی را تشکیل می داد و گاهی بالغ بر صد تا
سیصد هزار درهم می شد] به پیشوای هفتم می رساند. وی مالیات دولتی را برحسب
ظاهر از شیعیان وصول می کرد ولی مخفیانه به آنان مسترد می نمود. 3
مرحوم
شیخ بهایی می گوید: گمان می کنم امام کاظم علیه السلام اجازه تصرف در خراج
و بیت المال را به علی بن یقطین داده بود و علی از این اموال به عنوان
اجرت حج به شیعیان می پرداخت تا بهانه ای برای ایراد و اعتراض به دست
مخالفان ندهد. 4
کمک های فردی
امام موسی بن
جعفر (علیهماالسلام) علاوه بر این دستوراتی که منفعت عمومی شیعه را در بر
می گرفت، عنایات ویژه و فردی به شیعیانشان نیز داشتند از جمله داستان ذیل:
علی
بن ابی حمزه روایت می کند: یکی از دوستان امام کاظم علیه السلام با من
دوست بود او می گفت: روزی از منزلم خارج شدم و به زنی برخورد کردم که بسیار
زیبا بود. با او یک زنی دیگر بود که او را همراهی می کرد. به زن گفتم: آیا
به عقد من در می آیی؟ رو به من کرد و گفت: اگر تو زن دیگری نداشته باشی.
گفتم: نه من همسر دیگری ندارم. آنها با من تا در خانه ام آمدند، داخل خانه
شدم. وقتی که یک لنگه کفشم را در آوردم و هنوز لنگه دیگر در یابم بود در
این هنگام صدای در خانه برخاست. بیرون آمدم دیدم موفق غلام امام کاظم علیه
السلام است. گفتم: چه خبر است؟ گفت: خیر است، امام علیه السلام می فرماید:
به این زن دست نزن و آن را از خانه ات بیرون کن . به درون خانه رفتم و به
زن گفتم: کفشهایت را بپوش و برو بیرون و او هم بساطش را جمع کرد و رفت.
دیدم موفق دم در است به من گفت: در را ببند، در را بستم. هنوز پشت در بودم
که شنیدم مردی به آن زن می گوید: چیکار کردی و چرا به این زودی بیرون آمدی
مگر نگفتم بیرون نیا؟
زن گفت: فرستاده جادوگر باعث شد که مرا بیرون
کند. شب نزد امام علیه السلام رفتم امام فرمود: آن زن از بنی امیه بود و
آنها توطئه کرده بودند که او را در خانه تو دستگیر کنند و آبروی تو را
ببرند. خدا را شکر کن که این بلا را از تو برگرداند. سپس امام کاظم(علیه
السلام) فرمود: با دختر فلانی ازدواج کن که خیر دنیا و آخرت تو در آن است. 5
داستانی دیگر
بکار
قمی می گوید: چهل حج بجا آوردم و در سفر آخر وقتی که مزدلفه بودم پولم
تمام شد. به مکه آمدم و در آنجا ماندم تا مردم برگشتند. با خودم گفتم به
مدینه می روم و قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله را زیارت می کنم شاید کاری
پیدا کردم . به مدینه رسیدم و قبر رسول خدا را زیارت کردم و به جایی که
کارگرها در آنجا برای کار اجتماع می کردند رفتم در این هنگام شخصی آمد و
کارگرها دور او را گرفتند. دنبال او رفتم و گفتم: بنده خدا من غریب هستم به
من هم کاری بده. گفت: از اهل کوفه هستی؟ گفتم: آری گفت: بیا و مرا به خانه
ای بزرگ و نوساز برد.
چند روزی در آنجا کار کردم... روزی بالای
نردبان بودم که دیدم امام موسی کاظم(علیه السلام) به طرفم می آید. داخل شد و
سرش را بلند کرد و گفت: اینجا چه کار می کنی؟ گفتم: فدایت شوم خرجی ام
تمام شده... وکیل شما آمد و از او درخواست کردم مرا برای کار ببرد. فرمود:
امروز هم بمان. فردا که شد وکیل آمد و دم در که نشست و افراد کارگر را یک
یک صدا کرد و اجرتشان داد. آخرین نفر من بودم کیسه ای به من داد که در آن
پانزده دینار بود. در ادامه دارد که نامه ای هم امام به او می دهد که به
علی بن ابی حمزه بدهد وقتی به کوفه می رسد با خبر می شود دزدان از دکانش
سرقت کرده اند. فردای آن روز وقتی نامه را به علی می دهد در نامه نوشته شده
بود چهل دینار قیمت آنچه از دکان بکار دزد برده است به او پرداخت نما. 6
این
بود نمونه دیگر از دستگیری امام کاظم علیه السلام نسبت به شیعیانش. باشد
که شیعیان و دوستداران اهل بیت نیازهای خود را تنها از در این خانه
بخواهند!
سید روح الله علوی - تبیان
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 48، ص 158
2. بحارالانوار، ج 48، ص 136
3. بحارالانوار، ج 48، ص 158
4. تنقیح المقال، ج 2، ص 317
5. جلوه های اعجاز معصومین علیهم السلام، ص 250
6. جلوه های اعجاز معصومین علیهم السلام، ص 251 تا 253
صدایی وحشتناک و مهیب است.
گویی چیزی در حال ازهم پاشیدگی است.
چه کسی تصور می کرد که این رژیم غاصب امروز رو به زوال بگذارد.
ما باورمان هم نمی شد، اما او میدانست.او که رهبر تمام جهان است.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»: «با دو سال پست سياسي، تا ابد حقوق مديريتي پرداخت خواهد شد.» اين خبري بود كه باز هم عملكرد مجلس هشتم را با علامتهاي سوال فراواني روبرو ساخت.
جالب اينجاست كه اين مصوبه از سال 86 روي ميز مجلس بوده است و انتظار مي رفت كه نمايندگان جهت لغو آن اقدام كنند، اما اين موضوع به گونهاي وارونه در مجلس هشتم رقم خورد.
نكته قابل توجه ديگر اين است كه برخي از نمايندگان بيان مي دارند كه اين مصوبه تنها براي مديران دولتي لازم الاجراست و مدعي هستند كه در اين قانون هيچ نفع و منفعتي شامل حال آنها نميشود، اما وقتي لفظ «مديران سياسي» و «مدت دو سال» در اين مصوبه ذكر شده است، نشان مي دهد كه شرايط اين مصوبه، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه چهار سال در هر دوره از مجلس مشغول كار هستند را نيز بي نصيب نخواهد گذاشت؛ مسئله اي كه برخي از نمايندگان بدان معترف هستند و تصريح مي كنند كه با اين مصوبه در ذهن مردم متهم ميشويم كه داريم براي خودمان حقوق مادامالعمر تصويب ميكنيم! هر چند با اين اعترافات نيز معلوم نمي شود چه استدلالي پشت اين عمل نمايندگان قرار دارد.
به هر جهت به نظر ميرسد فارغ از هر جناح بندي سياسي، نمايندگان ملت در مجلس هشتم باز هم يك نمره منفي ديگر در كارنامه كاري خود ثبت كردهاند و معلوم نيست نمايندگان با چه توجيهي از كيسه بيت المال اين گونه بذل و بخشش ميكنند، در حالي كه حفاظت و حراست از حق و حقوق مردم و بويژه بيت المال يكي از وظايف اصلي آنان است؛ حق و حقوقي كه در سيره امامان بسيار بدان تاكيد شده و به زيادهخواهان در برابر درخواستهاي اين چنيني با آهن گداخته پاسخ داده شده است.
مسئولان فدراسیون جهانی برای لحظاتی به بهداد سلیمی اجازه رفتن روی سکو را نمی دادند.
به گزارش خبرآنلاین؛ دلاور ایرانی بازوبندی چرمی به بازو داشت که قرآنی در آن قرار داده بود و مسئولان برگزاری مسابقات تاکید داشتند او نمی تواند با جسمی که نمی دانند چیست ، به روی سکو برود . به همین دلیل بازوبند را باز کردند و شکافتند تا دیدند آنچه او بر بازو بسته ، کلام الله است و بعد از آن بود که به بهداد اجازه رفتن روی سکو را دادند.

